سنگها قرمز میشوند
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 22:08
ورق ورق از غم با باد که بردمشیشۀ سوگم پاره پارهتقاص چه بودمن گناهکارمفرشتهها مرا لای دستمال پیچیدندپَستهمپایۀ تمام انسانهاکه زمین فاضلاب کائنات نبود مگر؟کاری از شعر بر نیامدلغزید و ریخت و مثل تکّه
پایانِ پروانه
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 19:09
به مدرسه که میرفتم - تمام دورۀ راهنمایی و دبیرستان - شاید نزدیکای بهار که میشد گلّههای پروانه از سمتی از حیاط وارد و از سمتی دیگر خارج میشدند. شای
دو سوی یک خط
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 19:09
صد سال از زادروز اینگمار برگمان میگذرد و او همچنان یکی از ژرفترین شکافهای ممکن را در هنر و اندیشۀ جهان ایجاد کرده و بهجا گذاشته است. میشود گفت بی
سِرّ الهی [یا مطالعه در تاریکی]
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 11:18
اگرچه همواره کنارهگیری با فراموشی و انتحار تدریجی همراه بوده، اما از پس هر عزلتی، ازنو و آهستهآهسته رستاخیزی بهبار آمده است. بااینهمه گویی الهی آخرین عزلتنشین و کنارهگیری بود که هنر و ادبیات معاصر به ما نشان داد و سپس پنهان کرد. رمزوارگیِ الهی که نه مطلقاً از گونهی عرفانِ سنتی و نه سراسر برگرفته از ...
رویدادهای رایج
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 4:36
رویدادهای رایج یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 19:52 | نوشتهی میثم خالدیان | ( ) دو بسته هاتچاکلت (درست نوشتهام؟) از پسر جوان میخرم و کارتبانکیام را به او میدهم، میگوید دستگاهِ کارتخوان ندارم و ازَم میخواهد منتظر بمانم، نگاهش میکنم، میرود میان انبوهِ مردم گم میشوم. مادرودختری از راه میرسندْ میپرسند ...
دیگر سنجاقکی روی بند رخت نمینشیند
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
ما که صغیر بودیم ما صغیران تو بودیم آنگاه که داستانِ آن گنجشک را میگفتی گنجشک نیز صغیر بود تو به من میگفتی «رولَه» من به تو میگفتم «بیبی» بیبی دلام گرفته نیستی تو مردهای و من گنجشکِ توام؛ پربسته یادم نمیرود که آمدم و دیدم تنهایی و شمعی روشن کردهای و گفتی برای حسین است کجایی که شمعی برایم
تنهایی؛ شرمآور نیست...
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
آدم هیچوقت نباید کارِ درست را انجام دهد، باید کاری را که فکر میکند درست است انجام دهد. انجام دادنِ کارِ درست، خطرناک است؛ خرابکاری است. اما اگر فکر کنی کار درست را انجام دادهای، میتوانی شرمگین نباشی. انتخابِ تنهایی، شاید کارِ درستی نباشد، اما اشکالی ندارد اگر فکر کنی کار درستی است. هیچوقت از
هشتگ در جایگاه مُد
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
همهچیز از آنجا آغاز میشود که پسر نوجوانی هشتگی1 مرتبط با موضوعی رنجآور را در صفحهی مجازی خود میگذارد و دختر نوجوانی زیر آن پُست پیام میگذارد: «وای! چه عالی بود...» بهعلاوهی یک شکلک با دو قلب در چشماناش. مسئله این است که دریافتِ استفادهکنندگان از هشتگ، نسبت به رنج تا چه میزان است. در بس
مبانی راهرفتن
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
ابتدا تصمیم میگیریم. یعنی به لطایفالحیل خویشتن را راضی میکنیم راه بیافتیم. ممکن است سولات زیادی برایمان پیش بیاید؛ از جمله اینکه چرا؟ ممکن است بترسیم. از موجوداتی که در پیادهروها دراز کشیدهاند و مترصد راهروندگان هستند تا به آنها پشتِ پا بزنند. یا اینکه گمانهزنی کنیم درباره مقصد. گلولهای
همه منتظر بهار هستند، شما چهطور؟
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
من زمستان را با تمام نگرانیهایش و پاییز را با تمام اضطراباش به آرامشِ بهار ترجیح میدهم. به آنها دقت کنید؛ آنها که بهار را دوست دارند؛ بیشترند. میخواهند لم بدهند و از آنچه طبیعت به آنها ارزانی داشته بهرهمند شوند. آنها فوتبال نگاه نمیکنند؛ خاصه در بهار. چراکه فوتبال با اضطراب و استرسِ – به
دربارهی سیل و پسر دوچرخهسوار
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
آلوچه باغ بالا جرئت داری؟ بسمالله... اهّمِ اخبار امروز – چه فرقی میکند امروز چندم چه ماهی است... – به سیل در شمال غرب کشور میپردازد. تصاویر نشان میدهد که آبِ مواج، با تمام خشم و عصیاناش ماشینها را مثلِ چوبهای ساحلی بازیچهی خود کرده. تعداد اجساد کشف شده از چهل نفر گذشته، اما ابهام در تعداد و
گمانهزنی دربارهی عاقبت علیمحمد
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
نهاینکه فکر کنید خیلی میشناختمش. اگر بخواهم دقیق بگویم؛ تنها سهچهار بار علیمحمد را دیدم. بار آخرش هم کنار رودخانه بود. اطراف سدّ تنظیمی. موتور را پارک کرده بودم و میخواستم سیگاری آتش بزنم که یکهو، یکنفر، انگار که لایِ سنگها خودش را استتار کرده باشد، از جایش کنده شد و مثلِ تیر دوید سمتِ رودخ
برای پیادهرو؛ با عشق و نفرت [یا تنها تو ماندهای]
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
در خاکی که آفتاب از همهجا به زمین نزدیکتر است، از مادرم جدا میشوم. روزی که بهدوردست نگاه میکنم، پنبههای نازک برف از خاستگاهی نامشخص پایین میریزند، خود را تاب میآورند و چیزی نمانده به آسفالت تحلیل میروند. پیادهرو جایی است که فکر میکردم اگر بااحتیاط رفتار کنم، معبر امنی است؛ اما یکی از روز
واژهها؛ میراث فرهنگیاند
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:49
احتمالاً برای شما نیز اتفاق افتاده که پیامکی دریافت کنید، با این شکلِ نوشتار: «چ خبر» یا «ب سلامتی»؛ برای من پذیرفتن حرف «چ» بهجای واژهی «چه» دشوار است. انگار که وقتی یکنفر برای من مینویسد «چ خبر» - ناقص و بدون علامت سؤال - نمیتوانم بهطور کامل باورکنم که جویای احوال من است. بهویژه اگر بدانی
تپیدن
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:05
گفتی که در جنوب شیر آب را باز میکنیم و بر جنازه دریا دمام میزنیم گفتی گفتی که از زیر کتاب رد شدیم با لکههای خون در مستطیل سرخ پیچیده در پرچم بازگشتیم گفتی یکی بگوید به ما چیزی بگویید ما که سبزهسبزه در این جلگه پوستمان را شکافتند و آن انار قرمز را دانهدانه بر سفرههایشان که لزج از نفتِ خام و گاز و ذرا...
درباره خردهچوبها، سنگریزهها، عشق و مواردی از این دست
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:05
شما ممکن است بعد از یک باران پاییزی در یکی از پارکهای اطراف خانهتان یا اصلاً ساحلی در دوردست قدم بزنید. از میان خردهچوبها، یکیشان توجه شما را جلب میکند، آن را برمیدارید و در ادامه مسیر به آن نگاه میکنید. این اتفاق ممکن است در مورد یک سنگریزه در میان دیگر سنگریزهها رخ دهد. در ادامه پیش میآید که شیء ی...
ابرهای سفید پراکنده
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:05
ای درخت تناور بپوس ای تلفن زنگ بزن آخر چند سال به این صندلی سیمانی تکیه کنم به آسمان؟ نگاه کنم به آدمxadهای پیادهx9dxadرو قسم به خدایی که قبول ندارد ما هستیم آدم تا آدم چند کهکشان راه است و من آدم دیگری هستم وقتی همزمان با شما قدم میxadزنم جای دیگری هستم زورقی روی رودی فیروزهxadای بادبادکی خیالxadبا...
آخرین چراغ را خودم خواموش کردم
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:05
در آینهام نه آیدایینه حتی آیِ با کلاهی که زمستان است دیگرمن اگر بخواهم یک شاخه گل به اینها بدهممیپذیرند؟من اگر بخواهم یک شاخه گل به آنها بدهمقبول میکنند؟تو در خوابِ من اَشکال گوناگونی پذیرفتی - با چند پرترهی مختلف -اما هرگز نپذیرفتیکه اینکه پنجرهاش را میبنددیعنی میخواهد چیزی را تمام کنداینکه مناممنا...
دربارهی «طرح نو» سهیل نفیسی
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:05
ابتدا با شنیدن نام سهیل نفیسی، ناخودآگاه میتوانستیم چهره درهم، افسرده و اندیشمند ابراهیم منصفی را متصور شویم؛ نهتنها بهایندلیل که او در دومین آلبوماش با عنوان «ترانههای جنوب» به اجرای ترانهها زندهیاد ابراهیم منصفی پرداخته، بلکه بهایندلیل که به احیای جانِ شیفته و درعینحال بیقیدِ او و بهنوعی به بازتعر...
هرمز علیپور؛ شعرش و چند نکته پیرامون او
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:18
او در میان ایستاده، بی آنxadکه میانxadمایه باشد. شاعری که تجربه درک شاملو، اخوان و آتشی را داشته، اکنون روی سخن خود را به جوانان گرفته و از انتقال تجارب و انعکاس مفاهیم دیروز به سوالxadکنندگان امروز دریغ نمیورزد. به مثابه پلی که دو شهر را از فراز یک رود به هم راه میxadدهد. آخرین باری که او را دیدم، ...