ای درخت تناور بپوس
ای تلفن زنگ بزن
آخر چند سال به این صندلی سیمانی تکیه کنم به آسمان؟
نگاه کنم به آدمxadهای پیادهx9dxadرو
قسم به خدایی که قبول ندارد ما هستیم
آدم تا آدم چند کهکشان راه است
و من آدم دیگری هستم
وقتی همزمان با شما قدم میxadزنم جای دیگری هستم
زورقی روی رودی فیروزهxadای
بادبادکی خیالxadباف
در ذهنِ ابرهای سفید پراکنده
مثلن شما از من یک سوال بپرسید
از توی جیبxadام جوابxadهای زیادی در میxadآورم
که یکیxadشان برای شما نیست
اینxadطوری
شما کمxadکم فکر میxadکنید فکر نمیxadکنم به کار هم بیاییم
و کمxadکم درختxadهای تناور پارک میxadپوسند
اما تلفن زنگ نمیxadزند
درست مثلِ روزِ اول...
شعر و تصویر؛ میثم خالدیان
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی