
ابتدا با شنیدن نام سهیل نفیسی، ناخودآگاه میتوانستیم چهره درهم، افسرده و اندیشمند ابراهیم منصفی را متصور شویم؛ نهتنها بهایندلیل که او در دومین آلبوماش با عنوان «ترانههای جنوب» به اجرای ترانهها زندهیاد ابراهیم منصفی پرداخته، بلکه بهایندلیل که به احیای جانِ شیفته و درعینحال بیقیدِ او و بهنوعی به بازتعریف آن هنرمند فقید دست زده است. این بازتعریف حاصل دو دهه زندگی در هرمزگان، دوستی با «رامی» و دریافتِ صحیح اتمسفرِ ذهنی و زادگاهی اوست؛ بهاینترتیب که بازآفرینیِ ترانههای رامی منحصر به آلبوم ترانههای جنوب، با گویش جنوبی نمیشود و در آلبومهای «ریرا» و «چنگوسرود» نام ابراهیم منصفی در میان نامهای بلند شعر معاصر ایران از جمله؛ نیما، سهراب و شاملو قرار میگیرد. حال آنکه مخاطبان جدی موسیقی واقفاند که این شخصیت هنری و نوعِ زیستِ ابراهیم منصفی – فارغ از اشعار وی - بوده است که مخاطب جدیِ ادبیات و شعر فارسی نیز این همنشینی را میپذیرند، در غیر این صورت کمتر پیش میآید که در بخش ادبیات کتابخانهی ما، نام ابراهیم منصفی در کنار شاملو یا نیما قرار گیرد. این مسئله بههیچوجه مربوط به ارزشگذاری ادبی نمیشود، بلکه بیشتر به نوع و شیوهی نگرش هر یک از این افراد به مقوله هنر بهصورت اعم بازمیگردد و این صرافت و ظرافتِ سهیل نفیسی است که در تمام سالهایی که نام و آثار او را میشنویم، گزینشهایش را درست بهاندازه ساختههایش تأیید میکنیم. او آگاه است که برای یک آهنگساز و خواننده؛ آشنایی با ادبیات یک الزام محسوب میشود. اکنون ما میتوانیم، سهیل نفیسی را مستقل از رامی مطالعه کنیم.
در آلبوم «طرح نو» اما؛ همچنان که از ناماش پیداست، سهیل نفیسی پس از کارنامه موفقاش در خوانشِ شعر معاصر ایران، به سراغ ادبیات کلاسیک و شاعر پرآوازهاش «حافظ» رفته است. پیشازاین، موسیقیدانان و خوانندگان بسیاری اشعار حافظ را بررسی و اجرا کردهاند. در چکاد تمامیِ اجراها - آنچنانکه علاقهمندان موسیقی و ادبیات اذعان دارند – استاد محمدرضا شجریان قرار دارد. بهزعم من، شنیدن اشعار حافظ، سعدی یا دیگر شاعران کلاسیک ایرانی با صدای استاد شجریان نوعی پژوهش محسوب میشود؛ چراکه در کنار برانگیختگی احساسات، با تأمل و تعمق همراه است؛ اما اینبار سهیل نفیسی، با صدا و سازی متفاوت از فضای سنتی به انتخاب و اجرایِ حافظ دست زده است. نهاینکه خوانندگان پاپ یا راک، پیشازاین، چنین اقدامی نکرده باشند، اما مسئله این است که با توجه به اینکه ما - در کلیّت موسیقیمان - در این زمینه شاخص و معیاری نظیر استاد شجریان داریم، دیگران چه میزان موفق بودهاند؟ قصدِ قضاوت نیست، اما بههرترتیب نوعی قیاس صورت میپذیرد، اگرچه به قول شاملو «...کاشکی... قضاوتی... درکار...» و نیز به گفته حافظ «بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم»؛ بااینحال، قریببهاتفاقِ مجریان و مخاطبان ژانرهای مختلف موسیقی در ایران، ممکن است به ژانرهای مجاور اهمیت ندهند، اما به معیار و شاخص موسیقی در ایران (استاد شجریان)، چشم دارند؛ از دیگرسو، اشتباه بزرگی خواهد بود اگر فکر کنیم که اشعار کلاسیک را باید به خوانندگان سنتی واگذار کنیم و یا تصوراتی ازایندست. سهیل نفیسی در آلبوم طرح نو، تارکِ شعر فارسی را منظور خویش قرار داده. با اینکه در این آلبوم صدای دو گیتار، ملودیکا، کنترباس، گیتاربیس، فلوت و پرکاشن شنیده میشود، اما فضا مثل بیشتر آثار پیشین نفیسی خلوت است، بیآنکه خالی باشد. کاملاً مشخص است که آهنگساز و خواننده اثر، پیش از اجرای اشعار به آنها اندیشیده و با آنها زیسته است. بههیچوجه ملودی بر شعر رجحان و سلطه ندارد، بهاینمعنا که اندیشهی آهنگساز به اندیشهی حافظ بیتفاوت نیست. در اجراهای پاپ یا راکِ پیشازاین با اشعار حافظ، این آسیب وجود داشت که بهنظر میرسید خوانندگان یا نوازندگان، فضای ذهنی خود را اجرا میکنند؛ یعنی اگر شعر حافظ را برمیداشتیم و یک ترانهی معاصر را جایگزین میکردیم، یا حتی یک ووکال بدونِ معنا اما در گام و فضا را جایگزین میکردیم، نهتنها تفاوتی نمیکرد، چهبسا بهتر بود. بههرحال شعر حافظ؛ برخلاف برخی ترانههای امروز، تنها چند کلمهی موزون و مرتب نیست، بلکه بار فلسفی دارد و فراتر از آن راهکاری برای زندگی است. بهنظر میرسد، سهیل نفیسی با آگاهی از این امر، فاصله زمانیِ آلبوم پیشین تا آلبوم تازه را روی حافظ متمرکز بوده؛ چراکه نشانههای موفقیت و درکِ او از حافظ، مشهود است. جایی که اندوه در میانِ واژهها غالب است، با ریتمِ اِسلوتری روبهرو هستیم و جایی که طرب و رندیِ مشهورِ حافظ غلبه دارد، ملودی و ریتم نسبت به آن بیتفاوت نیست. همچنین لحنِ صدا و سازها، با لحنِ واژهها هارومونی دارد. ازاینرو نهتنها به مخاطبان موسیقی، بلکه به دانشجویان رشته ادبیات و علاقهمندان به حافظ پیشنهاد میکنم این آلبوم را تهیه کنند و گوش دهند؛ چراکه اگرچه ما با خوانشِ نفیسی از حافظ روبهرو هستیم، اما این خوانش از بطنِ غزلیاتِ حافظ بیرون آمده و نسبت به آن کتابِ نفیس، بیتفاوت نبوده است. قرائتِ سهیل نفیسی از حافظ، اگرچه بهطور کامل پرده از کارِ آن رندِ جاویدان برنیانداخته است، اما بدونِ شک، نقبی است به هزارتوی اسرارآمیزِ فخرِ شعر ایرانی.
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی