در آینهام نه آیدایی
نه حتی آیِ با کلاهی که زمستان است دیگر
من اگر بخواهم یک شاخه گل به اینها بدهم
میپذیرند؟
من اگر بخواهم یک شاخه گل به آنها بدهم
قبول میکنند؟
تو در خوابِ من اَشکال گوناگونی پذیرفتی - با چند پرترهی مختلف -
اما هرگز نپذیرفتی
که اینکه پنجرهاش را میبندد
یعنی میخواهد چیزی را تمام کند
اینکه منام
منام که صدایِ موسیقی را کم میکنم
تا صدای برگها را بِشَود شنید
که زیرِ چرخِ ماشینِ رهگذر میرقصند در کوچه
این منام که کسی زنگ زد، باز نکردم
این منام که کسی زنگ زد، بر نداشتم
تو از توی خواب ببین:
دوشاخه گل داشتم، خشکیدند
ببین که برگشان و گلبرگشان ریخته روی اُپِن
روی موکت
روی لیوان و سینی که روی میز است
ببین و بگو این نشانهی چیست
وقتی که شب شده بود و
آخرین چراغ را خودم خواموش کردم
برچسب: جدیدترین چراغ راهنمایی,
نویسنده: ساناز رستمی